انفاق هوشمند

خاطرم هست اولین بار معنای "نفق" و داستان موش صحرایی

(مشاهده داستان) را از معلم عربی سال دوم دبیرستان‌ شنیدم. بعدها دقیق‌تر خواندم که #انفاق یعنی پر کردن خلأهای جامعه اسلامی

(مشاهده مطلب) ، یعنی هزینه کردن با هر آن‌چه داری. گاهی پول، گاهی زمان، گاهی آبرو و گاهی ذهن. برادر عزیزم، جناب نصیری‌کیا، در همین وبلاگ از انفاق گفته بود

(مشاهده مقاله) . این نوشته ادامه و امتداد همان بحث است.

پیش‌تر

(مشاهده مقاله)  از وم #مجاهدت در عرصه اقتصادی دوران کرونا و پساکرونا گفتم. جریانی کم و بیش راه افتاده بود اما با اشاره رهبر

(مشاهده فرمایش معظم له)، این حرکت، فراگیر و بسیار گسترده‌تر شد. اطرافم گروه‌ها و اشخاص زیادی را می‌بینم که این روزها که برای تامین ارزاق نیازمندان پول جمع می‌کنند. مشارکت و رقم‌ها هم بالاست، أدام الله توفیقهم، خدا خیرشان بدهد. یکی از راه‌های انفاق همین است. اما آیا با منحصر شدن انفاق به این روش، از برخی مشکلات بنیادین‌تر و عمیق‌تر -که انفاق ظرفیت گره‌گشایی از آن‌ها را هم دارد-  غافل نشده‌ایم؟

اگر معنای انفاق را آن‌چه بیان شد در نظر بگیریم، در دلِ خودِ انفاق باید فرآیندی #هوشمندانه اتفاق بیفتد. یعنی برای رفع خلأها، هر کس به قدر ظرفیت خود، باید عمل به وظیفه کند. در این میان حتما جامعه نخبگانی مسئولیت طراحی‌های پیچیده‌تر و سازوکارهای هوشمند انفاق را بر عهده دارد، تا این سیل #همیاری و #اراده‌های_خیر به نقطه دقیق اصابت کند و اثر گسترده‌تری بگذارد. پرسش اساسی این است که با جهت‌دهی مناسب به این انرژی عظیم مردمی، می‌توان گامی در جهت ترمیم یا افزایش تاب‌آوری اقتصاد برداشت؟

حرکتِ واقعی به سمتِ ریشه‌کنیِ فقر، تنها با توزیعِ ارزاق در برهه‌های مختلف، ولو در ابعادِ گسترده، میسر نیست -شاید خواندن تجربه‌نگاری‌های کتاب اقتصاد فقیر

(مشاهده کتاب) ، در خصوص پیچیدگیِ راه‌حل‌هایِ فقرزدایی، دید خوبی به شما بدهد.- البته این نوشته حتما در صدد نفی این گونه انفاق‌ها نیست و به نظر نگارنده حتما باید به قوت ادامه پیدا کند. توصیه به صدقه مستقیم و رفع نیازهای آنیِ اولیه در دین اسلام کثیر و روشن است و حتما در دایره خود موثرند. اما لازم است در انفاق به یک روش خاص (مثلا توزیع ارزاق) اکتفا نکنیم و روش‌های نو و خلاقانه‌ی دیگر را هم، دنبال کنیم. 

❓ مثلا کسانی که اخیرا بیکار شده‌اند، با توجه به #آبرومندی و حیاء‌شان، احتمالا #شناسایی سخت‌تری دارند. آیا نیاز به خرج کردن از ذهن و وقت برای طراحی سازوکارهای شناسایی کاراتر که صدقات بهتر توزیع بشوند، نداریم؟ آیا ممکن است، مدیران کار و کسب‌هایی که نیروهای‌شان را تعدیل کرده‌اند اطلاعات آن‌ها را با شرح مختصر وضعیت و نیاز در جایی ثبت کنند و صحت نیازمندی این افراد احراز شود؟ و مردم بدون آن که مستقیما آن‌ها را بشناسند به آن‌ها کمک کنند؟ هم مالی و مقطعی، و هم حتی در کمک به یافتن شغلی نو. یا به نظرتان امکان پذیر است که برخی کار و کسب‌های کوچک و محلی که در حال ورشتگی هستند با قرض‌های مردمی -که سهل الوصول‌تر از وام‌هایِ کندِ دولتی‌اند- احیا شوند؟ همان مسئله #فرآیندهای_مردمی، توأمان با وظیفه حاکمیت. این‌ مثال‌ها، صرفا چند پرسش و ایده خام‌اند تا نشان دهند به این #راه‌کارها و طراحی‌ها در لایه‌های مختلف کار و کسبی مردمی و محلی تا سطح مکمل ت‌گذاری و اقدامات حاکمیتی نیاز داریم. 

✅ آنچه در مجموع روشن است اراده جدی و پرقدرت مردم بر انفاق و #همیاری_اقتصادی‌ است. وظیفه نخبگان تلاش برای دستیابی به ایده‌های نو و سازوکارهای مناسب برای هوشمندسازی انفاق، این راه‌حلِ راهبردیِ اقتصادیِ اسلام، است. چه بسا با اطمینان‌بخشی به مردم در اثرگذاری بیشتر این راه‌حل‌ها و تبیین و شفاف کردن آن‌ها شاهد مشارکت‌های افزون‌تر مردمی در این حرکت گسترده باشیم.


#صادق_فکری | مسئول هسته تحقیقاتی کار و کسب اسلامی

#کاسب_تنها_نیست
#انفاق_هوشمند
#مواسات
#رزمایش_همدلی

 


مشخصات

آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین ارسال ها

آخرین جستجو ها